![]() |
![]() |
|
| سردر قلبم نوشتم ورود ممنوع عشق آمدو گفت من بی سوادم |
|
ارزشت را با مقایسه کردن خود با دیگران پایین نیاور،زیرا همه ی
ما با یکدیگر متفاوتیم.اهداف و آرزوهایت را با توجه به آنچه که دیگران، با اهمیت تصور میکنند؛تعیین نکن ،زیرا فقط تو می دانی که چه چیزی برایت بهترین است.با زندگی کردن در گذشته یا آینده زیستن در زمان حال رو از دست نده.حتی اگر یک روز در زمان حال زندگی کنی، همه ی روزهای عمرت را زیسته ای. هنگامی که هنوز چیزی برای بخشیدن داری، هرگز ناامید نشو. هیچ چیز واقعا به پایان نمی رسد تا لحظه ای که خودت دست از تلاش برداری. از مواجه شدن با خطرات نترس؛ زیرا بدین ترتیب فرصت می یابی که بیاموزی چه قدر باید شجاع باشی. با گفتن اینکه:{یافتن عشق غیر ممکن است} مانع ورود عشق به زندگی خود نشو.سریع ترین راه دریافت عشق،بخشیدن آن به دیگران است.سریع ترین راه از دست دادن آن محکم نگاه داشتن آن است.رویا های خود را رها مکن. بدون رویا بودن یعنی بدون امید بودن و ناامیدی یعنی اینکه هیچ هدفی نداری. زندگی یک مسابقه نیست ، بلکه سفری است که هر قدم از مسیر آن را باید لمس کرد و چشید.(سامان) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 22:5 توسط سامان & مهسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستای گلم اول از همه خوشحالم که وبلاگمون رو واسه بازدید انتخاب کردین من سامان که این وبلاگ رو با کمک بهترین دوستم مهسا مینویسیم تو این وبلاگ مهسا جون از شعرای خودش هم براتون مینویسه.امیدواریم به کمک شما گلای مهربون یه وبلاگ ناز و خوشگل ترتیب بدیم.
من و مهسا جون منتظر نظراتون هستیم. |
|
RSS
|